«دریقه» ۳۳ ساله شد/ روایتی از دردهای ماندگار و تمام نشدنی – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

خبرگزاری مهر – گروه هنر: یکی از مهم‌ترین، غم‌انگیزترین و گیج‌کننده‌ترین مقاطع تاریخی انقلاب اسلامی ایران بی‌تردید به خرداد ۱۳۶۸ برمی‌گردد؛ روزهای آتشین چهاردهم خرداد. وقتی گوینده صبح اعلام کرد، انگار چیز دیگری است: «بسم الله الرحمن الرحیم من خدایم و به سوی او باز می گردم. روح بلند رهبر مسلمین و رهبر آزادگان جهان حضرت امام خمینی (ره) با ملکوت اعلی متحد شده است. لحظات عجیبی را که تجربه نکرده اند. انگار همه چیز داشت به خواب می رفت، انگار می خواستیم و نباید باورش می کردیم. اما تمام آنچه گفته شد درست بود. واقعیتی تلخ تر از تلخ، واقعیتی که همه برای یکی از مهم ترین و باشکوه ترین تشییع جنازه های دنیا آماده می کردند.

عاشقان روح خدا در هر کجا که بودند شروع به کار کردند و تمام تلاش خود را انجام دادند. آنها مضطرب بودند و می خواستند با تمام توان این آشفتگی را از بین ببرند. در میان آنها هنرمندانی بودند که تمام تلاش خود را برای رفع این آشفتگی انجام دادند. آنها هم در شوک بودند، اما در نهایت باید کاری می‌کردند و دقیقاً اینجاست که همین ناراحتی و اندوه زیاد، عده‌ای را به سمت تولید اثری سوق داد که هر چند بارها و بارها با روایت‌های متفاوت ارائه شد. به هر حال هر چقدر هم که تکرار شود، اما به نظر می رسد یکی از شناسه های مهم برای بزرگداشت ایام رحلت امام خمینی (ره) که پس از ۳۳ سال از تولید همچنان زنده است و طنین انداز شده است. از آوازش به جان و دل می نشیند، به آن روزهای سخت و تلخ رهنمون می شود. شغلی که تبدیل به خاطره ای ماندگار شده و به یادگار می ماند. بله و آهنگ دریغا روایتی تکراری اما خواندنی و ماندگار از موسیقی است که با شعر حمید سبزواری با الهام از ترانه محمدعلی شکوهی و با صدای محمد جاودانه شده است.گلریز.

این جاودانگی چنان مورد توجه علاقه مندان حضرت روح الله قرار گرفت که حتی در سال ۱۳۶۸ انجمن حفظ و نشر سرود و سرودهای انقلابی آلبومی با عنوان «دریغا» تولید و منتشر کرد. در این آلبوم قطعات به مناسبت درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی با صدای محمد گلریز، علیرضا افتخاری، مهرداد کاظمی و جهانگیر زمانی اجرا شد.

البته ارادت محمد گلریز به عنوان یک خواننده متعصب در عرصه انقلاب و دفاع مقدس به همین جا ختم نشد، زیرا او بعدها آثاری چون «درد آفتاب»، «روح بلند آسمانی»، «آخرین» را نوشت. . دعای «»، یاد خورشید»، عاشقان در «منتشر شده» دوست، «غم فراغ»، «در مقر خورشید» در سوگ پیر جماران.

روایت آقای شعار از دیدار با حضرت روح الله در روزهای اخیر

اما اگر بخواهیم از داستان تولید «دریغا» صحبت کنیم، البته اولین نقطه شروع داستان، اندیشه و زادگاه شعر است که مرحوم حمید سبزواری طی سال‌های گذشته به رسانه‌ها توضیح داد: متوجه می شود که امام مریض است، بسیار عصبانی شده است. وابستگی معنوی به امام خمینی پیدا کرده بودم. آنها جان تازه ای به ملت ما داده اند و تمام جهان را نهضت ما کرده اند. وقتی احساس کردم باید حرکتی کرد و دیدم امام علیه حکومت و علیه شاه صحبت کردند، وظیفه خود را هم دیدم که در کنار این حرکت باشم و شعر دریغا دریغا ادامه همان حرکتی بود که داشت. از چند سال پیش شروع شد و در حالی که امام در حال بیماری و ماتم بودند گفتم امام به ایشان جان داده بود ولی ایشان می رفتند.

دقیقاً یادم نیست چه زمانی از روز بود که این شعر را نوشتم. اما بیشتر شب ها می نویسم. در روزهای آخر عمرش در بیمارستان به ملاقاتش رفتم و مطمئن بودم که می رود. وقتی به دیدنش رفتم دستش را بوسیدم. دیدم چند نفر بیرون منتظر رفتن من بودند، بنابراین نمی خواستم مزاحم آنها شوم. مدتی با ایشان بودم و این آخرین دیدار من با امام بود. این دیدار یک جلسه دیگر بود. به نوعی آخرین دیدار بود. بعد از اینکه از دیدار ایشان برگشتم، مدتی بعد خبر رحلت امام را دادند. تحت تأثیر قرار گرفتم، قلم را برداشتم و شعر را نوشتم: “اوه، اوه، اوه، اوه.” چیز دیگری به خاطر ندارم. فکر نمی کنم املای آن شعر را داشته باشم. سالها از آن روز می گذرد. اما در مجموعه آثار من وجود دارد.»

احساس می کنم باید تکالیفم را انجام دهم

محمدعلی شکوهی، آهنگساز این قطعه ماندگار مرتبط با ایام رحلت امام خمینی (ره) نیز درباره نحوه انجام این کار گفت: خبر بیماری امام را قبلا از رسانه ها شنیده بودم، قرآن مرتب پخش می شد و تا هفت روز ساعت صبح خبر رحلت امام از رادیو پخش شده بود، دفتر تقریبا تعطیل بود، یکی دو نفر از همکارانم آمدند، خبر خیلی غیرمنتظره بود و ما از قبل آماده نبودیم، همیشه بازتاب شور بود. و برداشت عمومی شرایطی که منجر به ماندگاری آهنگ دریغا شد متاسفانه به جز موارد انگشت شماری، کمتر می توان آثار ماندگاری از این گونه ملودی ها پیدا کرد و منتظر ماند تا شاید در سال ها و روزهای دیگر آثاری مانند دریغا به دست ما رسید. توجه کنید پس موسیقی کانتری خبری در رسانه ها نبود. برنامه ها محدود به اخبار و پیام ها بود. ما به عنوان یک اثر در یک مرکز هنری، مثل همیشه فقط می توانیم احساسات خود را در قالب سرود و موسیقی بیان کنیم، بنابراین مجبور شدیم با آهنگسازان و هنرمندان دیگر تماس بگیریم. اما در این شرایط به هیچ کدام از هنرمندان دسترسی نداریم. حداقل خودم به انجام کاری فکر می کنم. در موقعیتی که داشتم فکر می کردم حاضرم قطعه ای از تاثیرات و دردهای شدید روحی ضمیر ناخودآگاه بنویسم در همین افکار بود که متوجه شدم آهنگی را با خودم زمزمه می کنم. او شناخته شده بود. از همان لحظات اول ضمن زمزمه ملودی با شاعر گرانقدر جناب آقای سبزواری هم تلفنی صحبت کردم. چند بیت از شعری را که تلفنی سروده بود خواند. دیدم که می شود آن شعر را با ملودی من تلفیق کرد. یک اثر هنری زاییده ذوق و استعداد فردی هنرمند است، اما در این شرایط به طور غیرمستقیم نوعی احساس درونی را در هنرمندانی که با آنها تماس گرفته‌ام دیده‌ام که شاید تنها دغدغه من نبوده، زیرا این یک امر عادی بوده است. روال برای ایجاد a “یک قطعه موسیقی در یک لحظه یا یک لحظه به وجود می آید.”

وی افزود: یک اثر هنری در شرایط خاصی متبلور می شود. اما امکان پخش و ضبط آهنگ برای مدت محدود وجود ندارد. در آن روز، ما واقعاً به امکانات ضبط دسترسی نداشتیم و هیچ نوازنده و هنرمندی را هم ندیدم. من چاره ای ندارم جز اینکه به خدا توکل کنم که به من کمک کند. برای ادامه این چند بیت شعر با تمام توان و توانم با سبزواری تماس گرفتم و به کار روی ملودی های مختلف ادامه دادم. حدود ساعت یکی دو بعد از ظهر بود که برخلاف تصورم و فقط به خواست خدا تصویر این قطعه موسیقی تا حد زیادی بدون کلام در ذهنم شکل گرفت و در این مدت آقای سبزواری همچنین در خانه روی شعر کار می کند. در این شرایط امکان همکاری وجود نداشت، آهنگ را در شعر او تلفیق کردم و قسمت های مختلف شعر را با وزن خاصی که با هم هماهنگ کرده بودیم ادامه دادم. در عین حال سعی می‌کردم با نوازندگان و خواننده‌ها ارتباط برقرار کنم، اوضاع آنقدر شلوغ و نامشخص بود که نمی‌دانستم عاقبتش چه می‌شود. اما با این وضعیت ذهنی عجیب احساس می‌کنم باید وظیفه‌ام را انجام دهم.»

آرزوی آقای خواننده با شنیدن خبر رحلت امام

محمد گلریز، این خواننده معتبر و سرشناس موسیقی انقلاب که همواره پاسخگوی سوالات بسیاری از خبرنگاران حوزه رسانه در آن زمان بوده، از نحوه تولید و ساخت این قطعه به این صورت می گوید: این قطعه به روز بعد برمی گردد. رحلت امام … شب آخری که امام خمینی در بیمارستان بستری بودند همه مردم دعا کردند که هر چه زودتر شفا پیدا کند و با این مردم برایشان آرزوی سلامتی کرد. رادیو مثل همه مردم کشورم از شنیدن این خبر بسیار متاثر شدم.

وقتی محمدعلی شکوهی «آهنگساز این قطعه» با من تماس گرفت و از من خواست هر چه زودتر به تالار وحدت بروم، دقیقاً همین فکر را کردم. وقتی به محل کار آقای شکوهی رسیدم دیدم ایشان در حال صحبت تلفنی با فردی گریان که شعری را زمزمه می کند. وی پس از تماس گفت که در حال صحبت با حمید سبزواری است. این شاعر برای او شعری فی البداهه می سراید و شکوهی برای او آهنگی تلفنی و زمزمه می سراید. این آهنگ از معدود قطعاتی بود که در آن زمان توسط دستگاه سینتی سایزر تولید شد و یکی از خاطره انگیزترین آهنگ هایی است که من به عنوان خواننده با گروه ایشان حضور داشتم. بعد از این قطعه در چهلمین روز رحلت امام «غم فراق» را خواندم. برخی از این اشعار ماندگاری که در ذهن مردم تداعی می شود، ممکن است خاطرات غم انگیزی داشته باشد، اما یاد امام در ذهن مردم زنده است. وقتی فردی مثل امام خمینی از دنیا می رود درست است که این ضایعه گریبان مردم را می گیرد اما مردم به آن شخصیت فکر می کنند و آن یک بعد است و ابعاد دیگر فرهنگی و هنری است.

آنچه گفته شد تنها شرح مختصری از کاری بود که او در طول ۳۳ سال انجام داده است. ترانه ای که حتی پس از ۳۳ سال وقتی از آن صحبت می کنیم، قطعاً آنقدر ویژگی ها و ویژگی ها دارد که حتی در قد و قامت مناسب خود که اتفاق بزرگی در تاریخ انقلاب اسلامی است نیز می توان از آن یاد کرد. . شرایطی که منجر به ماندگاری آهنگ دریغا شد متاسفانه به جز موارد انگشت شماری، کمتر می توان آثار خشن این گونه ملودی ها را یافت و صبر کرد تا شاید در سال ها و روزهای دیگر، آثاری مانند دریغا در … تاریخ موسیقی